رجعت

امام حسین علیه السلام دوباره می آید آماده باشیم

رجعت امامان (علیه السلام)، در قرآن کریم و روایات و زیارت ها آمده است. در قرآن آمده است: « انَّ الذی فَرضَ علیک القرآن لرادّکَ الی معادٍ...»(1) ؛ آن کسی که قرآن را بر تو فرو فرستاد به یقین، تو را به وعده گاهت باز می گرداند. امام سجاد (ع) در تأویل این آیه شریفه فرمود: پیامبر شما و امیر مؤمنان و امامان اهل بیت، در عصر ظهور به دنیا باز می گردند. (2) در روایتی امام صادق (ع) می فرماید: « نخستین کسی که در جریان رجعت به دنیا باز می گردد، امام حسین (ع) است».(3) و فرمود: « حسین (ع) به اراده حکیمانه خداوند به دنیا باز می گردد و حضرت مهدی (ع)، انگشتر سلیمان را به همراه زمام امور جامعه به او می سپارد، و او کسی است که قائم (عج) را پس از یک زندگی طولانی و شکوهبار که از دنیا می رود، غسل می دهد و به خاک می سپارد». (4)  نیز در تأویل آیه شریفه قرآن « ثمَّ رَدَدنا لَکُم الکرّه علیهم» (5) می فرماید: « حسین (ع) باحدود هفتاد هزار نفر از یاران خویش به خواست خدا به دنیا باز می گردد... در همان حال، حضرت مهدی (عج) نیز در میان یاران حسین (ع) و مردم است. آن گاه هنگامی که عرفان و ایمان مردم نسبت به رجعت حضرت حسین (ع) استوار گردید، پایان زندگی امام مهدی فرا می رسد. امام حسین (ع) امور مربوط به غسل و نماز و خاک سپاری پیکر پاکش را به عهده می گیرد، چرا که پیکر مطهر امام معصوم (ع) را تنها همانند او باید غسل و کفن کند و بر پیکر او نماز بگذارد و او را به خاک سپارد. (6) در زیارت نامه های رسیده از جانب امامان راستین نیز، مسأله رجعت به طور سریح بیان شده است.

امام صادق (ع) از رجعت حضرت علی (ع) سخن می گوید و توضیح می دهد که برای آن حضرت چندین بار رجعت است. (7) خود حضرت امیر (ع) نیز در ضمن خطبه مفصلی فرمودند: « برای من بازگشت پس از بازگشت و رجعت پس از رجعت است، من صاحب رجعت ها هستم، من صاحب صولت ها و شوکت ها هستم، من صاحب دولت ها و قدرت ها هستم». (8) از نظر روایات، تردیدی نیست که منظور از «دابّه الارض» در آیه 82 سوره نمل، رجعت حضرت علی (ع) می باشد. امام باقر (ع) از حضرت علی (ع) نقل می کنند که فرمود: « به من شش فضیلت داده شده : 1. علم منایا و بلایا و وصایا به من داده شده، 2. سخن فصل (جداکننده حق و باطل) به من عطا شده، 3. من صاحب رجعت ها هستم، 4. فرمانروایی کل به من داده شده، 5. من صاحب عصا و میسم هستم، 6. من دابّه الارض هستم که با مردم سخن خواهم گفت. (9)

 

(1): سوره قصص، ص 85.

(2): بحارالانوار، ج 53، ص 32؛ تفسیر برهان، ج 3، ص 239.

(3): بحارالانوار، ج 53، ص 63.

(4): همان، ص 103.

(5): سوره اسراء، 6.

(6): کافی، ج 6، ص 206؛ بحارالانوار، ج 51، ص 56؛ تفسیر برهان، ج 2، ص 406.

(7): بحارالانوار، ج 53، ص 75.

(8): همان، ص 46؛ تفسیر صافی، ج 1، ص 326؛ تفسیر برهان، ج 3، ص 149.

(9): تفسیر برهان، ج 3، ص 209؛ نور الثقلین، ج4، ص 97؛ تفسیر صافی، ج 4، ص 75.

خاطره ای از مقام معظم رهبری در دیدارباخانواده معظم شهدا

رهبر انقلاب

يك وقت بدون اطلاع وارد محله اي براي ديدن خانواده شهيدي شديم، ديديم محله پر از جمعيت است و براي ورود مقام معظم رهبري، گاو و گوسفند آماده كرده اند. آقا با ديدن صحنه ناراحت شدند و فرمودند: مگر من نگفتم مزاحم مردم نشويد و ديدار من بدون اطلاع قبلي باشد. ما عرض كرديم: آقا، از دفتر اطلاع نداده اند. بالاخره آقا وارد منزل پدر شهيد شدند و فرمودند: بگو ببينم چه كسي آمدن مرا به شما اطلاع داده است، آيا از دفتر اطلاع داده اند؟
پدر شهيد عرض كرد: نه آقا، من ديشب حاج آقا روح الله را در خواب ديدم. پسرم علي رضا نيز در كنار امام ( ره) نشسته بود. امام (ره) رو به من كردند و فرمودند: فلاني، فردا شب مهمان عزيزي داري، از مهمانت پذيرايي كن. گفتم: مهمان من كيست؟ فرمودند: رهبر مهمان شماست، با تعجب گفتم رهبر مي خواهد به خانه ما بيايد؟! پسرم گفت : بله بابا، رهبر مي خواهد به خانه ما بيايد از ايشان پذيرايي كنيد.

سید خراسانی، سید هاشمی، سید حسنی...

سید خراسانی:

اندکی پیش از ظهور حضرت، در میان ایرانیان، شخصی با عنوان سید خراسانی ظاهر شده که رهبری سیاسی مردم را بر عهده می گیرد و شعیب بن صالح نیز رهبری نظامی را و ایرانیان تحت رهبری این دو تن، نقش مهمی را در حرکت ظهور آن حضرت ایفا می کنند. سید خراسانی و شعیب جنگ را در مرزهای ایران، ترکیه و عراق هدایت می کنند ونیروهای مستقر در شام، خود را به پیش رانده و در همان زمان، از دو جناح عراق و شام، آماده پیشروی به سوی فلسطین و قدس می شوند.

پیرامون شخصیت سید خراسانی، سوال های بسیاری مطرح است. از مهم ترنی آنها این است که آیا مراد از خراسانی در روایات، فرد معینی است و یا این که تعبیر از رهبر ایران (امام خامنه ای (مد ظله العالی) ) است که در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) وجود خواهد داشت؟ روایات به روشنی دلالت دارد بر این که آن شخصیت از ذریه امام مجتبی و یا امام حسین (ع) است و از او به عنوان هاشمی خراسانی یاد شده است و صفات جسمی وی را که دارای صورتی نورانی و خال بر گونه راست و یا دست راست دارد، بیان کرده است.

اما روایاتی گه در منابع حدیث درجه اول شیعه (مانند غیبت نعمانی و طوسی) در خصوص این شخص وارد شده است، احتمال دارد ایشان را به یاور خراسانیان و یا رهبر اهالی خراسان  و یا فرمانده لشکر خراسان تفسیر کرد. زیرا این روایات تعبیر به خراسانی تنها نموده نه هاشمی خراسانی، اما مجمموعه قرائن موجود، پیرامون شخصیت او دلالت دارد که مشخص است وی همزمان با خروج سفیانی و یمنی ظاهر می شود و نیروهای خود را به سمت عراق اعزام می دارد که سپاهیان سفیانی را شکست می دهند.

نسبت ایشان به خراسان به این معنا نیست که حتما اهل خراسان فعلی باشد، چون در زمان صدر اسلام، نسبت دادن به خراسان به مشرق  زمین اطلاق می شده است که شامل ایران و سایر مناطق اسلامی متصل به آن که امروز تحت اشغال روسیه است، می شود. بنابراین شخص خراسانی اهل هر منطقه ای که از این محدوده باشد، نسبت او به خراسان صحیح است، چنان که از منابع درجه اول حدیثی شیعه استفاده نمی شود که او سید حسنی یا و یا حسینی است؛ آن گونه که در منابع روائی اهل سنت به آن تصریح شده است سید خراسانی، آخرین فردی است که پیش از ظهور حضرت مهدی (عج) بر ایران حکومت خواهد کرد و یا معاصر با آخرین فردی است که بر ایران حکومت خواهد کرد.

 

جابر از امام باقر (ع) روايت مي کند: ((يخرج شاب من بنی هاشم بکفه اليمنی خال و باتی من خراسان برايات سود  بين يديه شعيب بن صالح يقاتل  اصحاب السفيانی فيهزهم))                          الملاحم و الفتن ص52 باب97

جوانمردي از بني هاشم از خراسان(ايران) قيام مي كند كه

 بر دست راستش خالي ( نشانه ، خلل و سستي )  است كه

 با ياران سفياني مي جنگد و آنها را شكست مي دهد.

يكي از رهبران  دوران ظهور و  كساني كه در راه حق قيام مي كند

سيد خراساني است كه با امام زمان(عج) بيعت مي كند . يك رهبر

براي اينكه در راه حق قيام كند ، بايد سرمايه اعتماد عمومي  و پشتوانه

مردمي داشته باشد و به عبارت ديگر مردم سالها او را از نزديك ديده و

حرف و  قيام او را باور داشته باشند تا در  راه آن  جانفشاني كنند  مانند

حضرت امام(ره) كه ساليان دراز در بين مردم با تقوي و پرهيزگاري  زندگي

كرد  و  نماد  حق  شد  و آنگاه كه  قيام  كرد همه با يقين به صداقتش در

حمايت از وي هم صدا شدند و  تنها قيام هاي در  راه  باطل هستند كه با

استفاده از زر و زور و تزوير و با  سوار شدن بر امواج جهالت و احساسات

و شهوات مردم شكل مي گيرند و نياز به پشتوانه و اعتماد عمومي  ندارند .

قيام سيد خراساني نيز كه يك قيام لله است چنين خصوصيتي دارد و رهبر

آن را  نمي توان در افراد گمنام و بدون سابقه درخشان يافت و چنين  رهبري

حتما بايد قبل از قيام ، مشهور به تقوي و عدل و نماد حق در بين عوام و  خواص

باشد تا با اقبال عمومي مواجه گردد و به هدف برسد.

هرچند امين دلبسته دنيا نيم اما        دلبسته ياران خراساني خويشم

                                                     سروده اي از مقام معظم رهبري(مدظله)

بسياري از بزرگان چنين اعتقاد دارند كه سيد خراساني كه چند ماه قبل از ظهور از ايران قيام مي كند و سفياني( از دشمنان سرسخت حضرت مهدي (عج) ) را شكست مي دهد ، مقام معظم رهبري  مي باشد:

سردار سرافراز جبهه هاي حق عليه باطل سرلشگر پاسدار رحيم صفوي در سفري كه مقام معظم رهبري به مشهد مقدس داشتند در سال 78 اينگونه معظم له را مورد خطاب قرار مي دهند:

اي سيد خراساني اين بسيجيانت امروز اينجا جمع شده اند تا با تو عهدي دوباره ببندند و بگويند كه تا آخر در ركاب خواهند بود.

و يا مداح دلسوخته اهل بيت جناب حاج صادق  آهنگران در سفري كه آقا به دوكوهه داشتند در عيد (فروردين ماه) 81 ايشان را با لفظ سيد خراساني مورد خطاب قرار دادند .

همچنين تعدادي از اعضاء فعال بسيج دانشجويي كوي دانشگاه تهران كه نشريه رايحه ظهور را منتشر مي كردند در جلسه اي كه به محضر استاد برجسته حوزه و دانشگاه و سخنران مشهور و متخصص در امور مهدويت جناب حجت الاسلام پناهيان در سال 80  حضور داشت از ايشان راجع به سيد خراساني سئوال شد كه ايشان فرمود : براي بنده يقيني است كه سيد خراساني مقام معظم رهبري مي باشد ولي اين قضايا مانند دو دو تا چهارتا نيست و هركسي بايد به يقين برسد.

و اينك با شدت گرفتن جريانات و فتنه ها و شدائد هر لحظه انتظار و نشانه هاي اين قيام الهي بيشتر مي شود و ميليونها انسان در ايران اسلامي هستند كه حاضرند با اذن و حكم نائب ولي عصر(عج) لباس رزم پوشيده و عازم نابودي دشمنان در عتبات عاليات و بيت المقدس شوند.

همچنين در پيشگوييهاي نوسترآداموس نيز به اين مطلب اشاره شده است كه از سرزمين پارس(ايران) يك ميليون مرد پارسا و متقي به  سرزمين بابل(عراق) مي آيند.

mo981035.jpg

سید یمانی:

شخصی است که در آخرالزمان خروج می کند. در اخبار آخرالزمان و علائم ظهور حضرت مهدی مکررا از آن نام برده شده است و در روایت منقول از امام باقر (ع) چنین امده که : سفیانی و خراسانی و یمانی همزمان خروج می کنند و پرچم او در میان پرچم های باشد که در آن زمان برافراشته می گردد. وی بیش از همه به راه حق هدایت می کند، زیرا وی به یار شما(بقیه الله) دعوت می نماید و چون خروج کند، بر هر مسلمانی است که به وی بپیوندد و بر کسی جائز نباشد، از فرمان او سر بتابد و هر کس از اطاعت وی سرپیچی کند، اهل دوزخ است؛ چه او مردم را به راه حق و صراط مستقیم می خواند. در بخش نشانه های ظهور حضرت، خروج یمانی از روشن ترین علائم است که بیش از چهارده ماه فاصله با ظهور آن حضرت نخواهد داشت. و در حدیثی آمده است: یمانی از شیعیان امیرالمومنین است.

آیا سید حسن نصرالله ، یمانی است؟

 

  يماني از افرادي است كه چند  ماه قبل از ظهور

 همزمان با سيد خراساني در ايران  و سفياني در سوريه  به نفع

جبهه  حق  قيام  خواهد  نمود .   برخي   از  سايتهاي  اينترنتي

سيد حسن نصرا... را همان يماني  مورد  اشاره  در  روايات  ذكر

مي كنند و دليل آنها هم اين است كه ايشان اصالتاً‌ يمني بوده ،

و  در حال حاضر در  يمن  محبوبيت  بالايي  دارد  و  مردم  يمن

ايشان را رهبر خود مي دانند تا جايي كه علي  عبدا... صالح  در

نامه اي  به  سيد حسن نصرا...  از  ايشان  درخواست  كرد تا در

جريان درگيريهاي داخلي اين كشور ، مردم را به آرامش دعوت

كند . در روز قدس امسال (۸۸) هم ایشان از رئیس جمهور یمن

خواست تا به کشتار شیعیان پایان دهد و این در خواست موجب

 پایان درگیریها در یمن شد و  اصولاً‌  ايشان  در  سراسر جهان

 اسلام  داراي نفوذ كلام ومحبوبيت بالائي است و از توانايي

لازم براي ايجاد قيام و انقلاب در موقع مناسب برخوردار مي باشد.  

با نگاه كلي به جهان اسلام درمي يابيم كه مقام معظم رهبري( مدظله)

 و سيد حسن نصرالله در حال حاضر بانفوذترين  افراد در جهان

 اسلام هستند تا جايي كه اگر قيام كنند و حكم جهاد دهند بتوانند

عموم مردم را به حركت درآورده و منطقه و جهان را براي قيام

حضرت آماده نمايند.

اگر این دو شخصیت بلند مرتبه همان سید خراسانی و یمانی

مورد اشاره در روایات باشند باید نتیجه گرفت که ما چقدر به

زمان ظهور حضرت ولی عصر(عج) نزدیک هستیم ...

 

سید هاشمی:

پدیدار شدن پرچم سید هاشمی از علائم غیر قطعی برای ظهور امام مهدی (ع) است. در روایات متعددی یاد و نام سید هاشمی به میان آمده است و از مجموع آنها استفاده می شود که : او مردی از بنی هاشم و از نسل پیامبر خدا (ص) است. در اوج جوانی و در دست راست او خالی است و از خراسان حرکت و جنبش خویش را آغاز می کند. روایات درباره ریشه و نسب سید هاشمی دارای دو پیام است. برخی او را «حسینی» و برخی «حسنی» معرفی می کنند . (آیت الله سید محمد کاظم قزوینی در کتاب «امام مهدی (ع) از ولادت تا ظهور» ، ص 500، می نویسد: « به نظر من نسب مرد هاشمی، حسنی است و این همان کسی است که برخی روایات از او به نفس زکیه تعبیر می کنند. نفس زکیه از تبار بنی هاشم است.)

از مسئل قطعی این است که او شیعه و پیرو خاندان وحی و رسالت است. به عقیده خود پایبند و استوار و دارای نفوذ گسترده و محبوبیت در دلهاست. امام باقر (ع) فرمودند: « در واپسین حرکت تاریخی، جوانی از بنی هاشم که به دست راست او خالی است با پرچم های برافراشته و سیاه رنگ از سوی خراسان می آید. پیشاپیش او شعیب بن صالح است و او با جنبش سفیانی پیکار می کند و آنان را شکست می دهد.» مولا علی (ع) نیز در خظبه «بیان» فرمود: « مردی از فرزندان حسن (ع) و با دوازده هزار سوار مجهز به دانش وایمان وسلاح به حضرت مهدی (ع) می پیوندد و همه امکانات را تسلیم حضرت می کند و سپاه خویش را تحت پرچم حضرت مهدی (ع) و فرماندهی او قرار می دهد. سید هاشمی اندکی پیش از قتل  نفس زکیه در مکه، و همزمان با روزگاری که سفیانی در عراق است، به شهادت می رسد.

ماجرای بدن حصرت رقیه(س)

مرحوم شيخ احمد كافى اين شهيد گمنام و سرباز واقعى امام زمان و عاشق ولى عصر عجل اللّه تعالى فرجه الشريف و واعظ شهير و شهيد در راه دين رضوان اللّه تعالى عليه فرمود: مرحوم سيد هاشم رضوان اللّه تعالى عليه يكى از علماء بزرگ شيعه شام بود كه سه دخترداشته ، مى گويد يكى از دخترهايم خواب رفت يك شب بيدار شد صدا زد: بابا در شب بى بى رقيه را خواب ديدم . بى بى به من فرمود: دختر به بابات سيدهاشم بگو آب آمده در قبر من و بدن من نارحت است قبر مرا تعمير كنيد. بابا اعتنائى نكرد، مگر مى شود با يك خواب دست به قبر دختر امام حسين ع زد.
فردا شب دختر و سطى همين خواب را ديد: باز بابا اعتنايى نكرد. شب سوم دختر كوچولوى سيد اين خواب را ديد شب چهارم خود سيد هاشم مى گويد خوابيده بودم يك وقت ديدم يك دختر كوچولو دارد مى آيد اين دختر از نظر سِنّى كوچك است اما آنقدر با اُبهت است باصولت و جلالت دارد مى آيد رسيد جلوى من به من فرمود سيد هاشم مگر بچه هايت به تو نگفتند كه من ناراحتم قبر مرا تعمير كن ؟
گفت : من با وحشت از خواب پريدم رفتم والى شام را ديدم جريان را گفتم والى نامه نوشت به سلطان عبد الحميد، سلطان جواب نوشت براى والى كه ما جراءت نمى كنيم اجازه نبش قبر بدهيم به همين آقاى سيد هاشم بگوئيد خودش اگر جراءت مى كند قبر را نبش كند و بشكافد پائين برود قبر را تعمير كند مادست نمى زنيم سيد هاشم چند تا از علماى شيعه را ديد، اينها حرم را قُرُقْ كردند، ضريح را كنار گذاشتند كلنگ به قبرزدند، مقدار كمى كه قبر را كندند آثار رطوبت پيدا شد، پائين تر رفتند، ديدند آب آمده در قبر بدن بى بى در كفن لاى آب افتاده ، سيد هاشم رفت پائين دستهايش را برد زير بدن اين سه ساله ، بدن را با كفن از توى آبها آورد بيرون ، روى زانويش ‍ گذاشت ، آب قبر را كشيدند، نزديك ظهر شد، بدن را گذاشتند در يك پارچه سفيد نماز خواندند، غذا خوردند، دو مرتبه آمد بدن را گرفت روى دستش ، تا غروب اينها مشغول بودند، تا سه روز قبر را تعمير كردند، و به جاى آب گُلاب مصرف مى كردند، و گِل درست مى كردند و قبر را مى ساختند، جلوگيرى از آن آبها شد و قبر ساخته شد، يك تكه پارچه ديگر سيدهاشم از خودش آورد، روى كفن انداخت ، بدن را برداشت ، در قبر گذارد. علماى شيعه مى گويند در اين چند روز همه گريه مى كردند سيد هاشم هم همينطور، اما روز سوم وقتى سيد هاشم بدن را در قبر گذاشت و آمد بيرون ديگر داد مى زد گفتم سيد هاشم چى شده چرا فرياد مى زنى ؟ گفت به خدا ديدم آنچه شنيده بودم ، اين كلمه را بگويم امروز آتشت بزنم هِى داد مى زد رفقا به خدا ديدم آنچه شنيده بودم . گفتيم سيد هاشم چه ديدى ؟ گفت به خدا وقتى اين بدن را بردم در قبر دستم را از زير بدن بيرون كشيدم يك مقدار گوشه كفن عقب رفت ديدم هنوز بدنش ‍ كبود و سياه است ، هنوز جاى آن تازيانه ها روى بدن اين سه ساله باقى است.

درد دلی با خدا

 

گفتم: چقدر احساس تنهايي مي‌کنم!
گفت: فانّي قريب
.:: من که نزديکم (بقره) ::.


گفتم: تو هميشه نزديکي؛ من دورم کاش مي‌شد بهت نزديک شم!
گفت: و اذکر ربک في نفسک تضرعا و خيفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پيش خودت، با خوف و تضرع، و با صداي آهسته ياد کن (اعراف) ::.


گفتم: اين هم توفيق مي‌خواهد!
گفت: ألا تحبون ان يغفرالله لکم
.:: دوست نداريد خدا ببخشدتون؟! (نور) ::.


گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشي!
گفت: و استغفروا ربکم ثم توبوا اليه
.:: پس از خدا بخوايد ببخشدتون و بعد توبه کنيد (هود) ::.


گفتم: با اين همه گناه آخه چيکار مي‌تونم بکنم؟
گفت: الم يعلموا ان الله هو يقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمي‌دونيد خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول مي‌کنه؟! (توبه) ::.


گفتم: ديگه روي توبه ندارم ...!
گفت: الله العزيز العليم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولي) خدا عزيزه و دانا، او آمرزنده‌ي گناه هست و پذيرنده‌ي توبه (غافر ) ::.


گفتم: با اين همه گناه، براي کدوم گناهم توبه کنم؟
گفت: ان الله يغفر الذنوب جميعا
.:: خدا همه‌ي گناه‌ها رو مي‌بخشه (زمر) ::.


گفتم: يعني بازم بيام؟ بازم منو مي‌بخشي؟
گفت: و من يغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کيه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران) ::.


گفتم: نمي‌دونم چرا هميشه در مقابل اين کلامت کم ميارم! آتيشم مي‌زنه؛ ذوبم مي‌کنه؛ عاشق مي‌شم! توبه مي‌کنم...
گفت: ان الله يحب التوابين و يحب المتطهرين
.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونايي که پاک هستند رو دوست داره (بقره) ::.


ناخواسته گفتم: الهي و ربي من لي غيرک!
گفت: اليس الله بکاف عبده
.:: خدا براي بنده‌اش کافي نيست؟ (زمر) ::.


عشق واقعی

روزی یکی از خانه های دهکده آتش گرفته بود. زن جوانی همراه شوهر و دو فرزندش در آتش گرفتار شده بودند. شیوانا و بقیه اهالی برای کمک و خاموش کردن آتش به سوی خانه شتافتند. وقتی به کلبه در حال سوختن رسیدند و جمعیت برای خاموش کردن آتش به جستجوی آب و خاک برخاستند شیوانا متوجه جوانی شد که بی تفاوت مقابل کلبه نشسته است و با لبخند به شعله های آتش نگاه می کند. شیوانا با تعجب به سمت جوان رفت و از او پرسید:” چرا بیکار نشسته ای و به کمک ساکنین کلبه نرفته ای!؟”

جوان لبخندی زد و گفت:” من اولین خواستگار این زنی هستم که در آتش گیر افتاده است. او و خانواده اش مرا به خاطر اینکه فقیر بودم نپذیرفتند و عشق پاک و صادقم را قبول نکردند. در تمام این سالها آرزو می کردم که کائنات تقاص آتش دلم را از این خانواده و از این زن بگیرد. و اکنون آن زمان فرا رسیده است.”

شیوانا پوزخندی زد و گفت:” عشق تو عشق پاک و صادق نبوده است. عشق پاک همیشه پاک می ماند! حتی اگر معشوق چهره عاشق را به لجن بمالد و هزاران بی مهری در حق او روا سازد.
عشق واقعی یعنی همین تلاشی که شاگردان مدرسه من برای خاموش کردن آتش منزل یک غریبه به خرج می دهند. آنها ساکنین منزل را نمی شناسند اما با وجود این در اثبات و پایمردی عشق نسبت به تو فرسنگها جلوترند. برخیز و یا به آنها کمک کن و یا دست از این ادعای عشق دروغین ات بردار و از این منطقه دور شو!”

اشک بر چشمان جوان سرازیر شد. از جا برخاست. لباس های خود را خیس کرد و شجاعانه خود را به داخل کلبه سوزان انداخت. بدنبال او بقیه شاگردان شیوانا نیز جرات یافتند و خود را خیس کردند و به داخل آتش پریدند و ساکنین کلبه را نجات دادند. در جریان نجات بخشی از بازوی دست راست جوان سوخت و آسیب دید. اما هیچکس از بین نرفت.

روز بعد جوان به درب مدرسه شیوانا آمد و از شیوانا خواست تا او را به شاگردی بپذیرد و به او بصیرت و معرفت درس دهد. شیوانا نگاهی به دست آسیب دیده جوان انداخت و تبسمی کرد و خطاب به بقیه شاگردان گفت:” نام این شاگرد جدید “معنای دوم عشق” است. حرمت او را حفظ کنید که از این به بعد برکت این مدرسه اوست .